منافعِ ملی

پرونده شنیداری نشست 41 گفتگو روی میز خاورمیانه

به نام خداوند جان وخرد

پرونده شنیداری (فایل صوتی) چهل و یکمین نشست گفتگو روی میز خاورمیانه را از اینجا دریافت کنید.


چهل و یکمین نشست «گفتگو روی  میز خاورمیانه» در بعد از ظهر روز 27/4/1392 برگزار شد و چکیده ی بخشی از مطالب آن به شرح زیر است:
مسعود صفاریان:
کشوری مانند آمریکا که به اعتراف معاون شورای امنیت ملی اش، ویروس «استاکس نت» را می سازد و با وارد کردن آن به شبکه ی اینترنت، فضای اطلاع رسانی را آلوده می کند، شبکه های اجتماعی را به شبکه ی جاسوسی تبدیل می کند و سرراه مکالمات و ارتباطات مخابراتی و تلفنی مردم جهان «دستگاه شنود» کار می‌گذارد، و در واقع  نظام سیاسی آن با تفتیش و روش عمل به «ناحق» مدیریت می شود، نمی تواند دموکرات و مردم سالار باشد. «قانون» روش عمل به «حق» است. با توجه به هنجارهای اجتماعی و عرفی و مقتضیات زمانی و مکانی، این تعریف کامل و دقیقی از قانون نیست؛ اما تا حدودی، ما را به یک مفهوم کلی به نام «قانون» و به ویژه «قانون بشر و اجتماعی» نزدیک می کند.
استبداد نیز در کلی ترین مفهوم آن، به معنای «بی قانونی» و «خودسری» است و می تواند میل و اراده و منافع و اقتضای ناحق را بر افراد و اوضاع جامعه مسلط کند و انسان ها را همچون ابزارهای بی حس و بی شعور وبی عقل به کار بگیرد. مبارزه ی با استبداد برای بهروزی جامعه های بشری بسیار تعیین کننده است و از دیگرسو، استبداد اصلی ترین شگرد و مشی و ابزار امپریالیسم است. نظام یا فرد مستبد، چه متحد و چه رقیب یا حتا مخالف امپریالیسم باشد، همان چیزی است که امپریالیسم به آن نیاز دارد. بدین ترتیب در زمانه ی ما، هیچ مبارزه ی ضداستبدادی مدافع قانون نمی تواند «ضدامپریالیسم» نباشد و نیز هیچ مبارزه ی ضدامپریالیستی نمی تواند «ضداستبدادی»  و «قانون گرا» نباشد.
در مصر، حسنین هیکل در باره ی از قدرت کنارگذاشته شدن محمد مرسی می گوید: «شکست جانشینان مبارک به این سبب بود که به سوی خارج چرخیدند و با لبخند، می خواستند مبارک تر از مبارک باشند.» بر گفته ی حسنین هیکل می توان افزود: «اگرچه «اخوان المسلمین» یک سازمان قدیمی است، ولی نشان داد که برنامه ای مشکل گشا ندارد. در واقع، برنامه ی این سازمان،برنامه ای اجتماعی و سیاسی نیست بلکه برنامه ی «ایجاد تغییرات بر اساس پسند ایدئولوژیک» است. شگفتا که دیگران نیز با اصرار در مواضع ایدئولوژیک خودشان به جای برنامه و راه حل برای مسائل روزمره ی اقتصادی و اجتماعی، با نگاه به وعده های خارج، گامی مناسب با اختلاف اوج گیرنده در کنار ارتش با محمد مرسی یا بدون او را برداشتند! در  مصر همه ی جناح ها و رهبران سیاسی، بی توجه به هویت و یکپارپگی مصر، با سماجت به تقابل ایدئولوژیک پرداختند.  اوضاع امروز مصر نشان می دهد که نمی توان بخشی از جامعه را به بهانه ی «اختلاف عقیده» حذف کرد و کنار گذاشت. وضعیت کنونی مصر همچنین این را نشان می دهد که  دانش «فرمانروایی» دانش «بازکردن راه پویایی و مشارکت گروه های اجتماعی برای پیداکردن راه حل مشکلات است.»

+ منافعِ ملی ; ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٦
comment دیدگاه‌ها ()