منافعِ ملی

پرونده شنیداری نشست 44 گفتگو روی میز خاورمیانه

به نام خداوند جان وخرد

پرونده شنیداری (فایل صوتی) چهل و چهارمین نشست گفتگو روی میز خاورمیانه را از اینجا دریافت کنید.

 

چهل و چهارمین نشست « گفتگو روی میز خاورمیانه » در روز 24 امرداد 1392 برگزار شد. در آغاز نشست ، پرسش هایی در باره ی « تروریست خواندن شانه ی نظامی حزب الله » ، ارزیابی سیاست خارجی ایران در فلسطین ، سوریه ، عراق و... و  پرسش هایی در باره ی مصر و رویدادهای آن طرح شد .

هوشنگ طالع پس از پاسخ به پرسش ها  ، چنین گفت :  « نا آرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 و دیگر برنامه های مخملی ، رویدادهایی قابل تحلیل بود ؛ ولی دستگاه های سیاسی ما و حتا روسیه از تجزیه و تحلیل دقیق آن ، ناتوان و عاجز بودند . »

او در جایی دیگر از سخنان خود گفت : « آقای مرسی در تهران ، در پایتخت شیعه ، گفت : « دفاع از مذهب » ( نه دفاع از دین ) برنامه ی اوست. امروز روشن است که اگر مصر و ترکیه می توانستند برای برپایی امپراتوری عثمانی همکاری شان را پیش ببرند ، مشکلات ما را بسیار بیشتر می کردند.»

در این نشست ، مسعود صفاریان در سخنان خود چنین گفت : « این درست است که امپریالیسم و استعمار در رویدادها و بحران های منطقه ی خاورمیانه نقش اساسی دارند،  اما عامل دیگری که در آشفتگی و بحران های خاورمیانه نقش اساسی دارد ، متوقف بودن تربیت سیاسی ، و رواج فعالیت های سیاسی فرقه ای و عشیره ای  و قومی در همه ی کشورهای خاورمیانه و نبود احزاب  ملی سازمان دار و برنامه دار و آرمان دار است که نقش تعیین کننده‌ای در ادامه یافتن و ژرف ترشدن بحران‌ها و خشونت‌های این منطقه دارد . »

عقاب علی احمدی در سخنانی چنین گفت : « در روند روبه رشد مردم سالاری در ایران که با ورود اندیشه های سیاسی غربی آغاز شد ، ایرانیان نخستین انقلاب سیاسی را در آسیا برپاکردند که به تاسیس  « مجلس شورای ملی » انجامید . تاسیس این مجلس کاری بود در پاسخ به این  نیاز و در واقع « پرسش » که : « نگهبان را که می پاید ؛ یا نظارت و پایش ملت بر صاحبان قدرت چگونه به کار بسته می شود ؟ » در واقع ، ایرانیان در  جایگاه نخستین یکتاپرستان جهان که از یکهزار و سیصد سال پیش از آن ، اسلام را پذیرفته بودند ، با برپاکردن « جنبش ملی مشروطیت » در پی « مشروط کردن عرفی قدرت سیاسی شاه  و فرمانروا »  بودند .
در هفته های گذشته و به هنگام  بررسی وزیران پیشنهادشده از سوی حسن روحانی به مجلس شورای اسلامی ، چنین جمله هایی رد و بدل شد :
رسایی : برای ما ( اصول گرایان ) 65 درصد و 7/50 درصد فرقی ندارد !
بزرگواری ، نماینده ی کهکیلویه و بویر احمد : « با تبریک به رئیس جمهوری هم لباس خودم !! . این وزریی که احتمالا همگی شان رای می آورند ، به این چاپلوسی ها توجه ندارند ... کسی که تا دیروز شاهد بودم دست احمدی نژاد را می بوسید ، الان چه حرف هایی می زند ! اینجا جای نقد و بررسی است .... به من گفتند بگذارید تهرانی ها و نمایندگان کلانشهرها حرف بزنند ، شما از منطقه ی محروم حرف نزنید که به ضرر شماست . گفتم ، من سیدم و لرتبار؛ حرفم را می زنم . هر وزیری که رای آورد و هر دولت که به منطقه ی محروم من نگاه ویژه نداشته باشد ، با چماق لری با او برخوررد خواهم کرد !!!
یونس اسدی : غرور و تکبر اجازه نداد که این آخوند بزرگوار تقوا را رعایت کند ... اگر منظورشان از چاپلوس ، بنده بودم در مجلس هشتم همه مرا می شناسند .اما ایشان خودشان هم می دانند که چقدر دستمال کش دولت دهم بوده است !!!!
لاریجانی ، رئیس مجلس  به هنگام پایان دفاع علوی ، نامزد وزرات اطلاعات : نمایندگان ... معانقات !!!؟ را بگذارند برای بعد . آقای علوی آنقدرها هم بوسیدنی نیست ... سلیقه هم چیز خوبی است .

با دیدن رفتار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، پرسش هایی برای بیننده پیش می‌آید:
1. آیا انتخابات تنها ابزاری برای رسیدن به شیوه ی موجه به قدرت و دریافت مجوز برای بیرون راندن رقیبان سیاسی از مجموعه ی یک ملت از میدان سیاست است ؟
2. آیا نمایندگان این مجلس خبر دارند که  امروزه ، از صدقه ی سر اجرایی شدن « طرح هدفمندی یارانه ها » ، روزانه یک میلیارد تومان ( و در واقع : سیصدهزار دلار ) ارز برای  واردات گوشت به کشور ، از کشور خارج می شود ، و این ارزی است که قاعدتا ، مانند هر جای دیگر جهان ، باید برای خرید کالاهای اساسی مانند دارو و نیازهای بخش کشاورزی و صنعت در عرصه ی تولید هزینه شود ؟ آیا نمایندگان محترم می دانند که بسیاری از واردکنندگان نمونه ی کشور در بخش کشاورزی و دامداری به سبب افزایش ناگهانی و چندبرابرشدن بهای مواد اولیه ، مانند علوفه و دان مرغ ، و سررسیدشدن قسط وام های شان از بانک های جمهوری اسلامی و نداشتن توان برای بازپرداخت وام خود، از خانه و زندگی خود متواری شده‌اند؟

در چنین اوضاعی است که مطبوعات ایران، به سادگی، و در ادامه ی به کارگیری دلبخواهانه ی واژگان سیاسی ، احمدی نژاد را « پوپولیست » می نامند !! و کسی نیست که از آنها بخواهد در تاریخ سیاست جهان ، پوپولیستی را نشان بدهند که  در روز روشن، « روشنفکران کشور » را بزغاله بنامد . کدام پوپولیست سازمان برنامه ریزی کشور خود را منحل کرده است ؟ چگونه است که این پوپولیست از کوچکترین حمایتی از سوی هواداران خود برخوردار نشد و در سکوت، از قدرت کناره گرفت؟»

+ منافعِ ملی ; ٤:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۱٠
comment دیدگاه‌ها ()