منافعِ ملی

پرونده شنیداری نشست 50 و 51 گفتگو روی میز خاورمیانه

به نام خداوند جان و خرد

پرونده شنیداری (فایل صوتی) پنجاهمین (50) نشست گفتگو روی میز خاورمیانه را از اینجا دریافت کنید.

پرونده شنیداری (فایل صوتی) پنجاه و یکمین (51) نشست گفتگو روی میز خاورمیانه را از اینجا دریافت کنید.

 

پنجاهمین نشست « گفتگو روی میز خاورمیانه » در تاریخ  پنجشنبه 18 / 7 / 1392 برگزار شد که بخشی از گفته های  شرکت کنندگان در زیر می آید :
دکتر هوشنگ طالع :
در حالی که روزنامه های داخلی از مبادله ی بسته هایی بین ظریف و کری نوشته اند ، جان کری در بالی ادعا کرد که مطابق پیشنهادی که در آلماآتا داده اند ، ایران باید از غنی سازی دست بکشد ، پایگاه فردو را تعطیل کند و همه ی اورانیوم بالای 5 درصد غنی شده را به بیرون از ایران بفرستد و قرارداد الحاقی را که دیگر هیچ حقی در حاکمیت ملی برای ما باقی نمی گذارد ، امضا کند ... که مسلما ملت ایران آن را نمی پذیرد ... کدام تحریم ها موثر بوده اند ؟ در گفتگویی از رئیس بانک مرکزی ایران پرسیده شد که « آیا تحریم ایران  از سوی موسسه ی «سوییفت» اثر زیادی داشته است ؟ » و او در پاسخ گفت : « نه تحریم ایران از سوی سوییفت اثری نداشته است .»
دولت آمریکا با وام زندگی می کند ؛ مثل زالو از تن جهانیان خون می مکد . دولت آمریکا و کنگره به ناچار به توافق با یکدیگر خواهند رسید و سقف بدهی ها را تا 17 تریلیون دلار افزایش خواهند داد .
در سوریه نشانه ای از آلودگی لباس قربانیان بمباران های شیمیایی یافت نشد ؛ اما در بدن آنها مواد آلوده کننده ی شیمیایی پیدا شد و این نشان می دهد که ماده ی سارین را  تروریست ها به آنها تزریق کرده بودند .
در وضعیت کنونی آمریکا می کوشد پول و آدم و فکر مخرب از عربستان را با شگردشناسی و اجرای مدیریتی اسرائیل پیوند بزند .
محمد  حیدری :
یوزپلنگ جانوری تیزدو و سریع است ؛ اما برخلاف شیر زیاد نمی تواند بدود. امپریالیسم آمریکا مانند یوزپلنگ در سوریه  از نفس افتاد ... همین اواخر پوتین با بدترین لحن گفته بود : « چه کسی گفته که آمریکا قدرتی است که باید در باره ی همه ی جهان تصمیم بگیرد ؟ »
آمریکا اینک با چالشهایی دور از انتظار روبه رو است . به زودی معادلات تازه ای بر جهان حکمفرما خواهد شد . در گذشته هم جریان هایی بودند که از آمریکا می پرسیدند : « چه کسی گفته است که شما سخنگوی جامعه ی جهانی هستید ؟ » البته امروزه این جریان ها بر سرعت خود افزوده اند ... به  این معنی که اینک « جنگ سرد » از نوع جدید آغاز شده است و در این اوضاع تک و پاتک های دیپلماتیک شدیدتر از تک های نظامی  جریان دارد . ما ایرانیان به عنوان چهارراه حوادث تاثیرپذیری زیادی از این اوضاع خواهیم داشت ...
                                                          ***
مسعود صفاریان :
اگر امروز کورش بزرگ در میان ما بود ، سران رژیم صهیونیستی اسرائیلی دنیای موجود را به اتهام جنایت علیه بشریت محاکمه و مجازات می کرد .
در نهایت ، مهندسی روابط سیاستمداران دو حزب کنگره  و دولت منتخب کالج انتخاباتی آمریکا به سود شرکت های چندملیتی به صورتی که انجام شده است ، به اجرا درمی  آید .
در ایران نرمش قهرمانانه می تواند به معنی مقابله با گرانی و بیکاری و تبعیض و فساد به سود استقرار حاکمیت قانون در همه ی امور ، پیروزی ما را در ایستادگی و مبارزه با تحریم غیرقانونی و غیرانسانی را پشتیبانی کند . در غیر این صورت ما بازنده ی مذاکرات خواهیم بود . سازش با غارت نامش «ضدتحریم بودن » نیست . حق غنی سازی امتیازی نیست ؛ همان چیزی است که در پیمان ان . پی . تی ( N.P.T) به رسمیت شناخته شده است .
تیمی که در گذشته از سالها قبل در همه ی نهادها و جریان های پس از انقلاب حضور داشته اند و در گروه استراتژیست های نیاوران تشکیل شده اند : « برنامه نداشته ایم » و « نمی دانسته ایم . »

پنجاه و یکمین نشست «گفتگو روی میز خاورمیانه » در بعد از ظهر روز 18 / 7 / 1392 در باره ی بعضی مسائل فرهنگی و سیاسی ایران برگزار شد .
عقاب علی احمدی :
در روزهای اخیر چند رویداد که با هم ارتباط  معنایی دارند ، از سوی بیگانگان و کارگزاران آنان در ایران اتفاق افتاده است . در یک روز در یکی از سالن های شهرداری تهران در منطقه 22 ، همایشی برای بزرگداشت شاعر « پارسیگوی بزرگ ایران پرست » ، محمدحسین شهریار برگزار می شود ؛ اما می بینیم که این همایش با شهری با نام « بگو مرگ بر آمریکا » آغاز می شود . تلویزیون بیگانه موسوم به « گوناز . تی. وی » از این همایش  گزارشی ویژه پخش می کند و پوشش ویژه ی خبری به آن می دهد . گرداننده همایش یکی از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق به نام مهدی نعیمی است که برای برگزاری این همایش به ایران آمده بود .
در جایی دیگر موسسه ای به نام « آران نیوز » خبر داده است که می خواهد همایشی با نام « کنفرانس بین المللی قره باغ » برگزار کند . اطلاعات بعدی نشان می دهد که این کنفرانس با شرکت چند کارشناس محلی از استان آذربایجان – و نه کارشناسان زبده ی سراسر ایران – و بدون شرکت کارشناسان ارمنی که نمایندگان یک طرف این مناقشه هستند ، برگزار می شود . این در حالی است که نقش ایران در مسئله ی قره باغ همواره نقش « میانجیگر» بوده است . نکته ی بامزه این است که گردانندگان در خبرهایی که در اختیار رسانه ها نهاده اند ، از « آموزه های شیعی (بسیج مردمی ، جهاد و شهادت برای آزادسازی قره باغ !!!) نام برده اند . ظاهرا موسسه آران نیوز از حضور اسرائیلی ها و وهابیون عربستان سعودی در تصمیم گیری های سیاسی دولت خودخوانده ی « جمهوری آذربایجان » خبر ندارد !
علی اصغر فانی ، سرپرست وزارت آموزش و پرورش که برای گرفتن رای اعتماد با نمایدگانی از چند استان سرگرم مذاکره و لابی گری است ، در گفتگویی اعلام کرده است : « تدریس زبان های قومی اولویت اول من است !! » و برای مشروعیت بخشیدن به این اولویت خود ، می گوید که می خواهد اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی را اجرا کند !!! در این زمینه بی توجهی او به نقش محوری زبان فارسی در زندگی فرهنگی ایرانیان و در همان اصل پانزده جالب توجه است . در ادامه ، روزنامه اصلاحاتچی موسوم به « شرق » در خبری ، با کنایه ، علی یونسی را « دستیار ویژه ی حسن روحانی در امور اقلیت ها » می نامد . به این ترتیب یک روزنامه با یک چرخش قلم ، « تیره » های ایرانی را به « اقلیت » تبدیل می کند و زمینه ی « تجزیه » چیزی را فراهم می کند که « ملت ایران » نام دارد . نگاهی به دیگر بخش های دستگاه های فرهنگی و بخش های پیوسته به آن ، نشان می دهد کوششی برای از سکه انداختن زبان فارسی و جایگزین کردن آن  با زبان های اروپایی آغاز شده است .
در گفتگویی در تلویزیون بی.بی.سی مجری چنین گفت : « ایران مانند آمریکا  و .... یک کشور جعلی است که با فروپاشی امپراتوری عثمانی به وجود آمده است !!!» اینکه این مجری این حرف را از کجایش درآورده است ، روشن نیست ؛ اما چند چیز روشن است : اینکه چه کسانی با فرستادن پیک ویژه به سفارت انگلستان ، قتل دو نخست وزیر لایق ایران ، قائم مقام فراهانی و امیرکبیر ، را به دولت انگلستان و سفیر او شادباش گفتند.  اینکه روزی در زیر سقف همین آسمان و در همین جهان ، یک استاد انگلیسی به مردم زیر ستم استعمار فرهنگی و سیاسی گفت : « شما انگلیسی حرف بزنید ، غلط حرف بزنید !!!!! » دیگر اینکه ایرانیان « کرامول » را می شناسند ، از نقش عمده ی « سلت » های آریایی درهنر غرب  آگاهی دارند ، می دانند تبار اسکاتلندی ها به که می رسد ، معنای نام « ایرلند» و « ایسلند م را هم می دانند .!!!
آیا این رویدادها و همریشگی آنها هم اتفاقی ، و در زمره ی « تئوری توطئه » است ؟

+ منافعِ ملی ; ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٥
comment دیدگاه‌ها ()