منافعِ ملی

بی‌ریشه‌سازی در نظام آموزشی...

ویدا صارمی نوری

هر نظام آموزشی، مانند ماشین آلات هر کارخانه، در شکل‌دهی فرآورده‌های نهایی بسیار کارساز است. نظام آموزشی کارآ و معطوف به منافع ملی، می‌تواند نسلی را تربیت کند که سرزمین و میهن خود را درست بشناسد، با تاریخ خود که موجب خودباوری می‌گردد، آشنا باشد و در نتیجه منافع ملی را بر منافع فردی برتری دهد.

متاسفانه در نظام آموزش حاکم بر کشور، جای این مقوله خالی است و به گفته‌ی پژوهندگان مسایل آموزش و پرورش کشور، جای تعلیم میهن گرایی، وطن محوری و تعلق به سرزمین پدری در میان کتابهای درسی خالی است.

باید دانست که اولیه ترین کارکرد نظام آموزشی، می‌بایست آشنا کردن فرزندان این سرزمین با تاریخ کهن و پربار ملت ایران، روند شکل گیری و تکامل آن، با ارزشها و هنجارهای تاریخی حاکم بر آن ملت و آن سرزمین یا به کوتاه سخن، هر آن چه نسل نوجوان و جوان کشور را متعلق و وابسته به سرزمین نیاکان میکند.

در این میان، درس تاریخ به ویژه برای فرزندان این سرزمین با پیشینهی چندین هزار ساله، یکی از مهمترین و باید گفت مناسبترین ابزارها برای ایجاد وابستگی فکری، روحی و روانی با سرزمین پدری است.
نگاه کوتاه‌بینانه‌ی حاکم بر نظام آموزشی کنونی، افزون بر تاریخ، علوم اجتماعی و نیز جغرافیا را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است.

چندی پیش دکتر علی رضا شریفی عضو پژوهشکده‌ی تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش گفته بود: «جای خالی وطن گرایی، وطن محوری و تعلق به سرزمین مادری، کاملا در بخشی از کتابهای درسی ما مشهود است. یقینا آموزش و پرورش در شکل‌گیری نظام شخصیتی نسل جدید که تا چه میزان می‌تواند وابسته به وطن باشد، با گذشته‌ی آن آشنا شود و به داشته‌های خود ببالد، تاثیر دارد.»

ایشان می‌افزاید: « باید بدانیم این شیوه‌ای که در پیش گرفته شده و این کتابهایی که موجود است، برای تربیت فرزندانمان برای وابستگی کافی نیست. بنابراین، سبکی که ما با آن روبه‌رو هستیم، نمی‌تواند فردی را تربیت کند که در رفتار، کردار، اندیشه و پندارش حب وطن دوستی را ایجاد کند.» (ایران ـ 27 آذر 1391 ـ  ر 14)

از فرآورده‌های نظام آموزش گسسته از میهن و مفاهیم ملی، تربیت نسلی است که به راحتی و با گونه‌ای شوق کاذب سرزمین پدری را ترک می‌کنند و در خدمت بیگانگان قرار می‌گیرند. برای « فرار» از کشور خود را به آب و آتش می‌زنند، در دریا غرق می‌شوند، در دام قاچاقچیان انسان و... میافتند و بسیاری پس از رسیدن به «مقصود» با درجه‌ی فوق‌لیسانس مهندسی و... به ظرفشویی در رستوران‌ها، کارهای ساختمانی و مانند آنها روی می‌آروند!؟

از سوی دیگر، این گونه افراد که هیچ آگاهی از تعلقات میهنی، منافع ملی، همبستگی ملی و وابستگی به سرزمین پدری ندارند، به راحتی دست به چپاول اموال عمومی می‌زنند، از مقام خود از مسند قضا گرفته تا معلمی مدرسه و کارمندی ثبت، شهرداری، دارایی و... سوءاستفاده کرده و ثروت اندوزی می‌کنند و زمانی که لازم باشد، با اندوخته‌های حاصل از چپاول مردم میهن خود به خارج میروند یا به خارج می‌گریزند ، به راحتی در استخدام دستگاههای اطلاعاتی بیگانه در می‌آیند، به عنوان سخنگوی رادیوها و تلویزیونهای بیگانه و ضدایرانی در خدمت دشمنان ایران قرار میگیرند و با صدای «دو رگه‌تر» از آنان علیه تمامیت ارضی، منافع ملی و حتا منافع حیاتی کشوری که در آن زاده و بالیده‌اند، سخن میگویند و همداستان می‌گردند.

این کار زشت، برخاسته از خوی و خصلت آنان نیست؛ بلکه برآیند دستگاه آموزش و پرورش است که در درازای سه دهه با همه‌ی توان (البته با پول مردم و ملت ایران) کوشیده و می‌کوشد تا انسان‌های گسیخته از ارزشهای ملی، وابستگی ملی، حفظ این سرزمین و آب و خاک تربیت کند.

ستیز با ملی‌گرایی و مهین‌دوستی و وطن‌پروری، زیان‌های بسیاری بر این سرزمین وارد کرده است و اگر ملت ایران از یک تاریخ چندین هزار ساله بهره‌مند نبود، این ستیز سازمان‌یافته و هدفمند، تاکنون آن را به کلی از پای انداخته بود و شرایط کشور برای پذیرش تجزیه و سلطه‌ی بیگانه، مساعد شده بود.


برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 81، سال دوازدهم، اردیبهشت و خرداد 1393، سخن نخست

+ منافعِ ملی ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٩
comment دیدگاه‌ها ()