منافعِ ملی

ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد ؛ فرصتی که آن را سوزاندند

دکتر یزدگرد

در سال 1391 ریاست جنبش عدم تعهد به ایران رسید. با برگزاری نشست دوره‌ای این جنبش در تهران و انتقال ریاست از مصر به ایران، بسیاری از دیده‌بانان بر این باور بودند که پس از گذشت سالیان با ایجاد دبیرخانه‌ی دایمی برای جنبش، این سازمان خواهد توانست نقش راستین خود را در راستای مبارزه با استعمار و استثمار و نیز دفاع موثر از حقوق ملتها بازی کند.

در فرودین ماه 1334 (آوریل 1955) یعنی 59 سال پیش، نخستین نشست کشورهای آسیایی ـ آفریقایی در شهر «باندونگ» کشور اندونزی گشایش یافت. در این نشست، نمایندگان 30 کشور و از جمله ایران شرکت داشتند. جانمایهی تشکیل این نشست، ایجاد نیروی سومی بود برابر بلوک غرب به پیشگامی آمریکا و بلوک شرق به فرماندهی اتحاد شوروی.

در همایش باندونگ، قطع نامهای در 10 ماده به تصویب رسید که سرخطهای اصلی آن عبارت بودند از:
ـ بدیده گرفتن منشور ملل متحد.
ـ محترم داشتن حاکمیت ملتها و تمامیت اراضی و استقلال کشورها.
ـ عدم مداخله در امور دیگر کشورها.
ـ تساوی حقوق ملتهای بزرگ و کوچک.
ـ خودداری از شرکت در قراردادهای نظامی که مورد استفاده یکی از کشورهای بزرگ برای حفظ منافع خصوصی از آن قرار داده میشود.
ـ همکاری و همبستگی با یکدیگر.

دومین همایش همبستگی (عدم تعهد) کشورهای آسیایی و آفریقایی هشت سال بعد در اسفندماه 1352 برگزار گردید. در این همایش 70 کشور شرکت کرده بودند که شمار کشورهای عضو نسبت به همایش نخست بیش از دو برابر شده بود. این امر نشان میداد که این جنبش مورد  استقبال کشورهای جهان سوم قرار گرفته است و با یک مدیریت درست، میتواند سازمان اثربخش و در پارهای موارد «تعیین کننده» در سطح جهان باشد. امروزه پس از گذشت کمابیش 50 سال از بنیان گذاری «جنبش عدم تعهد»، بیشینهی کشورهای جهان، عضو این جنبشند.

از همان آغاز اردوگاه شرق و غرب، تلاش کردند تا با به کارگیری همه‌ی توان و امکانات نامشروعی که از غارت کشورهای جهان سوم به دست آورده بودند، از رشد و بالندگی راستین این نهضت و تبدیل آن به یک سازمان «کارآمد» جلوگیری کنند که تاکنون نیز موفق بوده‌اند.

با ریاست ایران بر جنبش ریشه‌دار جنبش عدم تعهد در همایش تهران (7 تا 11 شهریور 1391) و با سخن از اینکه سرانجام قرار است جنبش دارای یک دبیرخانه دایمی با مرکزیت تهران باشد، ملتهای عضو و عاشقان رهایی ملتها از چنگال امپریالیسم در استعمار و استثمار سخت امیدوار شدند. البته میدانیم که جنبش عدم تعهد به دلیل نداشتن دبیرخانه دایمی، نمیتوانست نقش راستین خود را در صحنهی جهانی بازی کند  از همه مهمتر اینکه « لنگر» نیرومند و پرتوان «صلح و آشتی» در برابر جنگ، تجاوز و خون ریزی باشد.
حال هرگاه این کار عملی میشد و جنبش میتوانست دارای دبیرخانه دایمیگردد، این امیدواری ایجاد میشد که جنبش عدم تعهد بتواند نقش پویای خود را در صحنهی جهانی بازی کند.
در ماههای پایانی سال 1391 (البته با کندی) جایی برای دبیرخانهی دایمی جنبش عدم تعهد در نظر گرفته شد و گروهی نیز استخدام یا مامور خدمت در دبیرخانهی دایمی شدند.
اما بسیاری از دیدهبانان با وجود امید بستن به «قوام و دوام» دبیرخانه دایمی، بر این باور بودند که امپریالیستها و استعمارگران به عنوان دشمنان سوگند خوردهی هرگونه اتحاد راستین ملتها، هم چنان که در کمابیش 50 سال گذشته از نضج گرفتن جنبش عدم تعهد جلوگیری کردهاند، این بار نیز اجازه این کار را نخواهند داد.
دولت یازدهم به محض استقرار، دبیرخانه تازه تاسیس دایمی جنبش عدم تعهد را منحل کرد و آن را در درون وزارت امور خارجه « محو » کرد. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در کار خود درمانده است و روشن است که نه میتواند و نه میخواهد که به این مساله بپردازد.
وجود یک دبیرخانهی دایمی پویا، میتوانست در مساله‌ی گفتوگوها با 1+5 برای ایران بسیار رهگشا باشد. ایران میتوانست از ریاست بر جنبش عدم تعهد، افکار عمومی بیشینهی کشورهای جهان را که عضو این جنبش هستند در راستای منافع کشور بسیج کند و در مسایل دیگر مهم جهان مانند مسالهی سوریه، عراق، اوکراین و... به ایفای نقش موثر برخیزد؛ اما چنین نشد.
در نوشتاری میخواندم که شاید انحلال دبیرخانه تازه تاسیس دایمیجنبش عدم تعهد، از پیش شرطهای محرمانهی آمریکا برای آغاز مذاکرات 1+5 بوده است. امید آن که این مساله نادرست باشد و تنها «کمکاری»، عدم رغبت به کار درست و دراز مدت و مانند آنها دلیل «محو» دبیرخانه دایم جنبش عدم تعهد باشد.


منبع: مجله خواندنی شماره 82، رویه 16

+ منافعِ ملی ; ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۳
comment دیدگاه‌ها ()