منافعِ ملی

یادداشت - دو گام هم آهنگ برای تجزیه ایران از درون

 

به دنبال شکل‌گیری دولت یازدهم ، دو گام هم‌آهنگ در راستای تجزیه‌ی ایران از درون برداشته شد :

 

 نخستین گام تشکیل معاونت و یا مشاور ارشد در امور قومیت‌ها و اقلیت های دینی ریاست جمهوری اسلامی بود . از آن جاکه حقوق اقلیت‌های دینی ، به پیروی از قانون اساسی مشروطیت در قانون اساسی جمهوری اسلامی دیده شده است و در نتیجه اقلیت‌های دینی ایرانی مانند مجلس شورای‌ملی دارای نماینده در مجلس شورای‌اسلامی هستند و این نمایندگان پس از ادای سوگند مانند دوران مشروطیت ، نماینده‌ی همه‌ی مردم ایران شناخته می‌شوند ، عنوان « اقلیت‌‌های دینی » در معاونت ریاست جمهوری اسلامی و یا مشاور ارشد ریاست جمهوری اسلامی ، تنها وتنها ، برای استتار واژه‌ی « ‌قومیت » است .

 

واژه‌ی « قومیت » که از سوی بلشویک‌ها برای تجزیه‌ی ملت‌ها ساخته و پرداخته شده است ، توسط اتحاد شوروی وسیله‌ی حزب توده وارد فرهنگ سیاسی ایران شد . اندکی پس از پراکندن این واژه و کوشش در راه جا انداختن آن ( بستر سازی و آماده سازی روانی اجتماع برای پذیرش تجزیه ) در گام دوم ، ‌احزاب منطقه‌ای برای اجرای کالبدی (‌فیزیکی ) تجزیه « ساخته و پرداخته » ‌شدند تا به دنبال خلق     «‌ قومیت »‌ها (‌تجزیه روانی ) ، تجزیه‌ی سرزمینی را  به دست  « احزاب منطقه‌ای » ،  تحقق بخشند .

 

با پیروی از همین الگو ، در گام دوم دولت یازدهم با گنجاندن « احزاب استانی » ‌در لایحه‌ی احزاب که هم اکنون در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است ، در پی « خلق » ابزار لازم « احزاب منطقه‌ای » برای تجزیه ایران است .

 

 نمونه‌های برجسته‌‌ی این گونه احزاب محلی برای تجزیه‌ی بخش‌هایی از ایران به دنبال « ‌قومیت سازی » ها عبارت‌اند از :‌ فرقه دموکرات آذربایجان برای تجزیه‌ی آذربایجان ( آذربایجان شرقی ، ‌غربی و اردبیل ) هم‌‌راه با تجزیه‌ی زنجان  و نیز کومله و فرقه دموکرات کردستان برای تجزیه مهاباد و هم‌چنین ،  حزب دموکرات کردستان برای تجزیه کردستان با شعار فریبنده‌ی «‌‌‌ ‌خودمختاری برای کردستان و آزادی برای ایران » . البته در سراسر جهان نیز احزاب منطقه‌ای ‌تنها و تنها ، ابزار «‌ تجزیه » اند .

 

آیا این مساله هم از برکات گفت‌وگوهای « ‌دکتر علی اکبر صالحی ـ عمو سام » ‌است ؟!

 

سه‌شنبه سی ویکم تیرماه 1393
هوشنگ طالع

+ منافعِ ملی ; ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٢
comment دیدگاه‌ها ()

بی‌ریشه‌سازی در نظام آموزشی...

ویدا صارمی نوری

هر نظام آموزشی، مانند ماشین آلات هر کارخانه، در شکل‌دهی فرآورده‌های نهایی بسیار کارساز است. نظام آموزشی کارآ و معطوف به منافع ملی، می‌تواند نسلی را تربیت کند که سرزمین و میهن خود را درست بشناسد، با تاریخ خود که موجب خودباوری می‌گردد، آشنا باشد و در نتیجه منافع ملی را بر منافع فردی برتری دهد.

متاسفانه در نظام آموزش حاکم بر کشور، جای این مقوله خالی است و به گفته‌ی پژوهندگان مسایل آموزش و پرورش کشور، جای تعلیم میهن گرایی، وطن محوری و تعلق به سرزمین پدری در میان کتابهای درسی خالی است.

باید دانست که اولیه ترین کارکرد نظام آموزشی، می‌بایست آشنا کردن فرزندان این سرزمین با تاریخ کهن و پربار ملت ایران، روند شکل گیری و تکامل آن، با ارزشها و هنجارهای تاریخی حاکم بر آن ملت و آن سرزمین یا به کوتاه سخن، هر آن چه نسل نوجوان و جوان کشور را متعلق و وابسته به سرزمین نیاکان میکند.

در این میان، درس تاریخ به ویژه برای فرزندان این سرزمین با پیشینهی چندین هزار ساله، یکی از مهمترین و باید گفت مناسبترین ابزارها برای ایجاد وابستگی فکری، روحی و روانی با سرزمین پدری است.
نگاه کوتاه‌بینانه‌ی حاکم بر نظام آموزشی کنونی، افزون بر تاریخ، علوم اجتماعی و نیز جغرافیا را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است.

چندی پیش دکتر علی رضا شریفی عضو پژوهشکده‌ی تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش گفته بود: «جای خالی وطن گرایی، وطن محوری و تعلق به سرزمین مادری، کاملا در بخشی از کتابهای درسی ما مشهود است. یقینا آموزش و پرورش در شکل‌گیری نظام شخصیتی نسل جدید که تا چه میزان می‌تواند وابسته به وطن باشد، با گذشته‌ی آن آشنا شود و به داشته‌های خود ببالد، تاثیر دارد.»

ایشان می‌افزاید: « باید بدانیم این شیوه‌ای که در پیش گرفته شده و این کتابهایی که موجود است، برای تربیت فرزندانمان برای وابستگی کافی نیست. بنابراین، سبکی که ما با آن روبه‌رو هستیم، نمی‌تواند فردی را تربیت کند که در رفتار، کردار، اندیشه و پندارش حب وطن دوستی را ایجاد کند.» (ایران ـ 27 آذر 1391 ـ  ر 14)

از فرآورده‌های نظام آموزش گسسته از میهن و مفاهیم ملی، تربیت نسلی است که به راحتی و با گونه‌ای شوق کاذب سرزمین پدری را ترک می‌کنند و در خدمت بیگانگان قرار می‌گیرند. برای « فرار» از کشور خود را به آب و آتش می‌زنند، در دریا غرق می‌شوند، در دام قاچاقچیان انسان و... میافتند و بسیاری پس از رسیدن به «مقصود» با درجه‌ی فوق‌لیسانس مهندسی و... به ظرفشویی در رستوران‌ها، کارهای ساختمانی و مانند آنها روی می‌آروند!؟

از سوی دیگر، این گونه افراد که هیچ آگاهی از تعلقات میهنی، منافع ملی، همبستگی ملی و وابستگی به سرزمین پدری ندارند، به راحتی دست به چپاول اموال عمومی می‌زنند، از مقام خود از مسند قضا گرفته تا معلمی مدرسه و کارمندی ثبت، شهرداری، دارایی و... سوءاستفاده کرده و ثروت اندوزی می‌کنند و زمانی که لازم باشد، با اندوخته‌های حاصل از چپاول مردم میهن خود به خارج میروند یا به خارج می‌گریزند ، به راحتی در استخدام دستگاههای اطلاعاتی بیگانه در می‌آیند، به عنوان سخنگوی رادیوها و تلویزیونهای بیگانه و ضدایرانی در خدمت دشمنان ایران قرار میگیرند و با صدای «دو رگه‌تر» از آنان علیه تمامیت ارضی، منافع ملی و حتا منافع حیاتی کشوری که در آن زاده و بالیده‌اند، سخن میگویند و همداستان می‌گردند.

این کار زشت، برخاسته از خوی و خصلت آنان نیست؛ بلکه برآیند دستگاه آموزش و پرورش است که در درازای سه دهه با همه‌ی توان (البته با پول مردم و ملت ایران) کوشیده و می‌کوشد تا انسان‌های گسیخته از ارزشهای ملی، وابستگی ملی، حفظ این سرزمین و آب و خاک تربیت کند.

ستیز با ملی‌گرایی و مهین‌دوستی و وطن‌پروری، زیان‌های بسیاری بر این سرزمین وارد کرده است و اگر ملت ایران از یک تاریخ چندین هزار ساله بهره‌مند نبود، این ستیز سازمان‌یافته و هدفمند، تاکنون آن را به کلی از پای انداخته بود و شرایط کشور برای پذیرش تجزیه و سلطه‌ی بیگانه، مساعد شده بود.


برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 81، سال دوازدهم، اردیبهشت و خرداد 1393، سخن نخست

+ منافعِ ملی ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٩
comment دیدگاه‌ها ()

پیرامون مهم‌ترین مخاطرات تهدیدکننده‌ی منافع حیاتی و منافع ملی ایران

هم‌میهنان و یاران هم‌اندیش :
میهن ما در سال 1393 با مخاطرات فزایندهای که بیشینه‌ی آن ناشی ازعمل‌کرد نادرست دولت حاضر می‌باشد ، روبروست . از این رو ، پاسداری از  منافع حیاتی و ملی ،‌هوشیاری بیش‌تر ، تلاش افزون‌تر و چشم‌ها و گوش‌های بازتری را می‌طلبد .
 باید از دام‌هایی مانند « مرحله‌ی دوم یارانه‌ها ؛ سبدکالا ( سبدگدایی) و... »که برای انحراف افکارعمومی از اصلی‌ترین مسایل کشور ،گسترده و می‌گسترانند ،‌هوشیارانه گذر کرد و فارغ از جنجال‌ها و جنجال‌آفرینی‌ها  ، در هرحال منافع حیاتی و منافع ملی را در برابر دیدگان داشت . مهم‌ترین مخاطراتی که منافع حیاتی و ملی ما را تهدید می‌کنند ، عبارت‌اند از :

• نهایی سازی قرارداد غیرقانونی ژنوچای ( ترکمان‌چای ژنو ) از سوی دولت جمهوری‌اسلامی . این قرارداد ( ژنوچای ) ، مغایر با اصول حاکمیت ملی ، منافع ملی و نیز مغایر با اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی ، از جمله اصول هفتادوهفتم ، بکصدوبیست و پنجم ، یکصدوپنجاه وسوم می‌باشد . از این رو ، این قرارداد به‌دلیل مغابرت باقانون اساسی جمهوری اسلامی ، هیچ‌گونه تعهد و الزام بین المللی برای ملت ایران در بر ندارد و تنها برای آمران و عاملان آن تعهد بین‌المللی ایجاد می‌کند . دولت جمهوری اسلامی با دستینهکردن قرارداد ژنوچای ( گام مشترک ) که قرار است در سال 1939 نهایی گردد ، همه‌ی دست آوردهای مردم و ملت ایران در زمینه‌ی صنایع هسته‌ای را هم‌راه با خون ریخته شده‌ی شهیدان در این راه ، به «‌ثمن بخس » تسلیم استعمارگران و زورگویان جهانی کرد .

• سهم ایران از دریای مازندران برپایه‌ی دو قرارداد 1921 و 1940 میان دولت شاهنشاهی ایران و دولت اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی ، پنجاه درصدو به‌گونه‌ی مشاع  می‌باشد . پذیرش سهم کم‌تر از 50 درصد  ، در حکم تجزیه‌ی ایران است که بر پایه‌ی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ، ناشدنی است .اصل هفتادوششم قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحت دارد :
« هرگونه تغییر در خطوط مرزی ممنوع است [ که این امر پهنه‌های مشاع را نیز در بر می‌گیرد ] مگر اصلاحات جزئی با رعایت مصالح کشور                 به‌شرط این‌که یک‌طرفه نباشد و به‌استقلال و تمامیت ارضی کشور لطمه نزند و به تصویب چهار پنجم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد » .
بدین سان پذیرش سهم کمتر از 50درصد در دریای مازندران در حکم تجزیه است و با توجه به مغایرت آشکار باقانون اساسی‌جمهوری اسلامی ، هیچ‌گونه تعهد و الزامی را برای مردم و ملت ایران ایجاد نمی‌کند و تنها موجد تعهدات بین المللی برای آمران و عاملان آن می‌باشد .

• دفاع از هم‌‌‌‌میهنان و هم‌‌‌خانمانان بحرینی ، از خویش‌کاری های اصلی دولت جمهوری اسلامی است . سکوت روحانیت شیعه در سال 1349 در برابر تجزیه‌ی بحرین ، ادامه‌ی سکوت پس از پیروزی انقلاب و نیز در این مرحله که بیش از دوسال از خیزش همه‌جانبه‌ی مردم بحرین برای طرد و نفی دستگاه جبار حاکم و نیز حامیان منطقه‌ای آن می‌گذرد ، قابل پذیرش نیست .

• زبان فارسی به‌عنوان زبان رسمی کشور « روان ملت ایران »‌ است . زبان فارسی در بیرون از مرزها از هیچ حمایت دستگاه‌‌های مسئول برخوردار نیست و درون مرزها از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ( البته باپول ملت ایران ) مورد تهاجم سخت قرار گرفته است . گرچه سخن بر سر دفاع از زبان فارسی بسیار است ؛ اما تخریب زبان فارسی هم چنان ادامه دارد .

• تعیین معاون اقلیت ها و قومیت ها از سوی رییس جمهور اسلامی وپررنگ کردن مساله‌ی تیره‌های ایرانی و « قومیت سازی »‌ گام  برداشتن در راه تجزیه‌ی ایران بر پایه‌‌ی الگوهای ساخته و پرداخته‌ی استعمار در جهان امروز ، از قبرس گرفته تا اوکراین می‌باشد . گزینش رییس پیشین وزارت اطلاعات به‌این سمت و امنیتیکردن کامل مساله ، پویندگان راه یگانگی و سرافرازی ملت ایران را از بازگوکردن حقابق نمی‌ترساند و آنان را ازخویش‌کاری اصلی که دفاع از تمامیت ارضی و یک‌پارچگی سرزمینی ایران است ، باز نمی دارد .
• « ‌شیرین کردن قراردادهای نفتی » چیزی جز دورزدن اصل ملی کردن صنایع نفت در سرتا سر کشور و روی‌آوری به الگوهای مورد نظر امپریالیسم و استعمار جهانی برپایه‌ی الگوی عربستان سعودی نیست . در کنار تلاش برای بر باد دادن دست آوردهای هسته‌ای ، قرار است که برپایه‌ی « شیرین کردن قراردادهای نفتی » ( البتهشیرینی، به‌کام دشمنان ملت ایران ) دست‌آوردعظیم ملت ایران در مبارزه‌ی شکوه‌مند برای ملی‌کردن صنایع نفت در سرتاسر کشور نیز قربانی گردد . البته پذیرش داوری دادگاه بین المللی لاهه در مساله‌ی قرارداد فسادآلود و ضدمنافع ملی«کرسنت » نیز در این راستا می‌باشد .

اما در میان همه‌ی مخاطرات عظیمی که ملت ایران را دربر گرفته است ، پان ایرانیست‌ها ،‌ناسیونالیست‌ها ، نیروهای ملی‌گرا و همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ایران پرستان و میهن‌‌‌دوستان ، باهمه‌ی توان ، از تمامیت ارضی و یک‌‌پارچگی و منافع حیاتی و ملی ایران ، دفاع کرده و خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که کوچک ترین خللی بر حاکمیت ملی ، تمامیت ارضی ، منافع حیاتی و منافع ملی ایران وارد گردد . ایدون باد .
پاینده ایران
هشتم فروردین ماه 1392

+ منافعِ ملی ; ٥:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۸
comment دیدگاه‌ها ()

در «فرهنگ‌ها»، مفهوم «‌عزت»‌ چیز دیگری است

اتحادیه‌ی اروپا برخلاف قرارداد ژنو ( ژنوچای ) دست به اعمال تحریم های جدیدی علیه ایران زد . به دنبال این کار، دولت آمریکا نیز علی‌رغم دروغ پردازی ها مبنی بر تلاش برای جلوگیری از تحریم‌های کنگره علیه ایران، تحریم های تازه‌‌ای علیه ایران برقرار کرد .

 بدون هیچ دودلی، گام‌های اتحادیه‌ی اروپا و حکومت آمریکا در حکم نقض کامل موافقت نامه است ؛ اما دولت جمهوری اسلامی اصرار بر ادامه‌ی گفت‌ وگو‌‌‌ها تا رسیدن به توافق نهایی دارد . ‌جالب این‌جاست که وزیر امور خارجه‌ی اسلامی این اقدام های دشمنانه‌ی اتحایه‌ی اروپا و آمریکا را با عنوان تصمیم‌گیری های پیش از قرارداد «ژنو چای»‌ توجیه می‌کند و می‌‌‌گوید که ما با «عزت»‌ گفت وگوها را           پی‌می‌گیریم ؟!

 در این میان، کار «عزت» به جایی رسیده است که با درخواست هیات پارلمان اروپا  برای دیدار با برخی کسان که مورد حمایت این اتحادیه هستند، موافقت می‌شود و این دیدار ( یا دیدارها ) در سفارت یونان ( ویا دیگر سفارت خانه‌های اروپایی ) انجام می‌گیرد (می‌گیرند). هنگامی که این مساله آشکار می‌گردد حتا رییس مجلس که می‌بایست هیات با نظر و توافق ایشان به ایران دعوت شده باشد، اظهار ناآگاهی می‌کند که البته به هیچ وجه باور کردنی نیست و باموازین راستین «عزت»‌ سازگاری ندارد .

در این میان و با همه‌ی لاپوشانی‌ها از سوی وزارت امورخارجه‌ی جمهوری اسلامی و دیگر دست اندرکاران و نقل از قول هیات پارلمانی اتحادیه‌ی اروپا مبنی بر لغو تحریم ها، وزیران امورخارجه‌ی اتحادیه‌ی اروپا با روشنی و صراحت تمام اعلام می‌کنند : تا ایران به همه‌ی تعهدات خود عمل نکند، تحریم ها برداشته نخواهند شد .

مردم ایران سال‌ها سختی را با سرفرازی تحمل نکردند تا همه‌ی دست‌‌‌آوردهای خود و فرزندانشان را در زمینه‌ی هسته‌ای و از آن مهم تر استقلال و «عزت»، گروهی به خاطر دست‌یابی‌ به کرسی‌های قدرت «به باد» دهند . ملت ایران سال‌ها مبارزه نکرد تا این چنین برابر جهانیان تحقیر گردد و نام «کرنش» برابر دشمنان  «‌عزت» گذارده شود .

با نام‌‌گذاری نمی توان حقایق را دگرگون کرد . مردم ایران «عزت‌مند» هستند و این گونه مسئولان حق ندارند، ندانم کاری های خود را به پای مردم و ملت ایران بگذارند .‌‌‌‌‌

 بیست  و هفتم آذرماه 1392

دکتر هوشنگ طالع

+ منافعِ ملی ; ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٩
comment دیدگاه‌ها ()

اگر تعهد نسپرده‌اید، امضا نکنید

سخنان باراک حسین اوباما در باره‌ی برنامه‌‌‌ی هسته‌‌‌‌‌ای‌ ایران بسیار روشنگر است، آن را دگرگونه تفسیر و تعبیر نکنید .   آمریکا با روشنی و بدون پرده‌پوشی اعلام می‌کند که در نهایت  در پی ازهم گسستن «آخرین پیچ ومهره‌‌‌های» صنایع هسته‌ای ایران است و از گفتن این تصمیم خود ابائی ندارد . این اعلام جنگ آشکار وعریان را ( در یک تالار، آن‌‌هم با باشندگان اندک ) این گونه تفسیر نکنید که آری او می‌‌‌‌خواهد ؛ اما نمی تواند .

 البته تا پیش از گفت و گوهای ژنو و امضای موافقتنامه‌‌‌‌‌ی «ژنو چای» او و آن‌‌ها می‌خواستند ؛ اما نمی توانستند . در حالی که با امضای این «ننگ نامه» ‌آمریکا موفق شد بسیاری از چرخ‌دنده های اصلی صنایع هسته‌‌‌ای ایران را از کار بیاندازد تا در ادامه، بتواند همه‌ی پیچ‌ و‌ مهره‌های آن را به‌‌طور کامل از هم بگسلاند .

 با دستینه کردن قرارداد «ترکمان چای ژنو» جمهوری اسلامی پذیرفت تا ازغنی سازی 20 درصدی که مورد نیاز بدون چون و چرای کشور است، دست بردارد و اورانیوم های با غنای 20 درصدی را نابود کند .  متعهد به عدم غنی سازی بیش از 5 در صد گردید . هم‌چنین تعهد کرد تا با ایستا کردن فعالیت تاسیسات سوخت هسته‌ای نطنز، فوردو، راکتور اراک را بیش از این گسترش ندهد . افزون برآن متهد به‌عدم تاسیس محل‌های تازه برای غنی‌سازی، عدم بازفرآوری یا ساخت تاسیساتی که توانایی بازفرآوری داشته باشند گردید و بسیاری تعهدات زیان‌بار دیگر .

همه‌ی این‌ها در برابر شناسایی حقی که ایران با امضای قرارداد «ان پی تی» ( یعنی غنی سازی بدون محدودیت ) از آن برخوردار است . درحالی که  این حق از سوی آمریکا در قرارداد ژنو، برای ایران به رسمیت شناخته نشده است . حتا وزیر امورخارجه که می بایست «دوست پلنگه نباشد»‌ مساله را این گونه توجیه می‌فرمایند و می‌گویند که آمریکا برپایه‌ی قوانین داخلی خود این حق را برای هیچ‌کشوری به رسمیت نمی شناسد ؛ اما ایشان توضح نمی‌دهند و نمی‌گویند که چرا این حق را برای هندوستان، ‌کره جنوبی و ژاپن به رسمیت شناخته است ؟! پرسش اساسی این‌جاست که ما چرا باید خود را با قوانین داخلی خصم هم‌آهنگ سازیم ؟ و برای توجیه ژاژخوایی و «گردن کلفتی» های آمریکا ‌به قوانین داخلی کشوری که سرکردگی اردوگاه دشمن را به‌عهده دارد، استناد کنیم . آیا وزیر امور خارجه‌ی اسلامی، به استقلال کشور و دارابودن حق برابر با دیگر کشور ها باور ندارند ؟ یا به راستی باور دارند که آمریکا با یک بمب می‌تواند همه‌ی تانک ها و موشک های ما را نابود کند ؟! 

اما جدا از این بحث ها :

اگر پس از نابودسازی اورانیوم های با غنای 20 درصد که دو باره نیاز به آن خواهیم داشت و مانند چند سال پیش از فروش آن به ما خودداری کردند، چکارخواهید کرد ؟ در آن صورت برای به‌دست آوردن اورانیوم 20 درصدی که مورد نیاز کشور است، باید بپذیریدکه آمریکا در برابر اجازه‌ی خریدآن، شماری از «چرخ دنده‌‌ها یا پیچ و مهره‌ها‌ی» صنایع هسته‌ای ایران را از کار بیاندازد و به همین ترتیب تا آخرین پیچ و مهره !

فرض محال همه‌ی تحریم ها را برداشتند ( که این تحریم‌ها تنها مربوط به مسایل هسته‌ای و اسقاط کردن صنایع هسته‌ای ایران است ) بهانه های تازه‌ای برای برقراری تحریم ها پیش کشیدند، ‌چه کار خواهید کرد ؟ نگویید چو فردا شود، فکر فردا کنیم . مسایل روشن اند و باید از هم اکنون فکر آن‌ها رابکنید 

1- اگر خواستار آن گردند که ایران نیز مانند همه‌ی کشورهای جهان، باید تنها دارای یک نهاد نظامی باشد و در نتیجه باید سپاه پاسداران را منحل سازید ( البته من موافق دو نهاد مسلح موازی نیستم ؛ ‌اما تصمیم در این باره مربوط به مردم ایران است و نه دیگران )، در غیر این صورت دوباره تحریم هارا  برقرار می‌کنیم ! چه خواهید کرد ؟

2-  اگر خواستار آن گردند که برنامه‌های «هوا ـ فضا» را محدود کنید و یابه کلی آن را تعطیل کنید، وگرنه ما دوباره تحریم ها را برقرار می‌کنیم . البته برای تعطیل کردن فعالیت های فضایی ایران بهانه‌هایی نیز مانند «تهدید صلح جهانی، ‌هراس همسایگان» و ... به میان می‌کشند ! در آن صورت چه خواهید کرد ؟

3- اگر خواستار آن گردند که ایران باید شمار کشتی های جنگی و زیر دریایی های خود را در حد گارد ساحلی کاهش دهد، زیرا نیروی دریایی ایران باعث شده است که شب‌ها بیابان‌گردان سعودی و قطری و ... راحت نخوابند . در غیر این صورت ایران را تحریم می‌کنیم ! در آن صورت چه خواهید کرد .

4- اگر خواستارشدند تا نیروی هوایی ایران هواپیماهای جنگنده ـ بمب افکن خود را از رده خارج کند و تنها به هواپیماهای بسیار قدیمی و از رده خارج اکتفاکند، وگرنه تحریم خواهیم کرد ! در آن صورت چه خواهید کرد ؟

5- اگر خواستار آن گردند که همه‌ی موشک های برد بلند خود را نابود کنید، زیرا امنیت اروپا و آمریکا مورد مخاطره است و هم چنین موشک های برد متوسط و کوتاه خود را نیز تاحد نزدیک به صفر کاهش دهید، وگرنه ما ایران را تحریم می‌کنیم ! در آن صورت چه خواهید کرد ؟

6- اگر خواستار آن شدند تا اجازه دهید کسانی که در زمره‌ی دوستان و چاکران ما هستند، برای مصون ماندن از قوانین داخلی، ‌پرچم اتحادیه‌ی اروپا برسردر خانه های خود نصب کنند ؛ و گرنه ایران را تحریم می‌کنیم ( در این مورد مساله‌ی اخیر اوکراین و تهدید آمریکا به برقراری تحریم ها، بسیار روشن‌‌‌‌‌گر است )  . در این مورد راهبرد شما چیست ؟

البته اگر به این مرحله رسیدیم، در آن صورت حمله‌ی نظامی حتمی است ( مثال عراق را از یاد نبریم ) زیرا درآن صورت مطمئن خواهند بود که ما در دفاع از خود حتا توان کشتن یک سرباز متجاوز را هم نخواهیم داشت .

بدنیست که مسئول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ( البته به زبان فارس ) به این دغدغه ها پاسخ دهد .

 آقای رییس جمهور امیدوارم که سخنان آقای دکتر فریدون عباسی در باره‌ی شرایط رسیدن جناب‌عالی به مقام ریاست جمهوری اسلامی، اغراق آمیز باشد ؛ اما شما در برابر این ملت و این مردم مسئول هستید . به روشنی به این پرسش‌ها که دغدغه‌ی اصلی بیشینه‌ی مردم ایران است، پاسخ دهید .

 اگر سخنان آقای دکتر فریدون عباسی درست نیست از پی‌گیری این گفت و گوها که مردم از آن به عنوان «ترکمان چای ژنو» یا «ژنوچای» نام می‌برند، انصراف دهید .

 بیست و هشتم آذرماه 1392

دکتر هوشنگ طالع

+ منافعِ ملی ; ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٩
comment دیدگاه‌ها ()

منافع ملی

امروزه واژهٔ منافع ملی یکی از فراگیرترین واژه‌ها و به ویژه در مسایل مربوط به سیاست خارجی است.

منافع ملی عبارت است از ارزش‌های یک ملت یا به گفته بهتر جهان بینی یک ملت است که آن ملت در راه تحقق آن‌ها، می‌کوشد. منافع ملی برخاسته از جهان‌بینی ملت می‌باشد. جهان‌بینی عبارت است از دیدگاهی که یک ملت بر پدیده‌های جهان هستی می‌نگرد. در نتیجه جهان‌بینی عبارت است از یک دستگاه فلسفی کامل که ملت وسیلهٔ آن، پدیده‌های جهان هستی را می‌سنجد و ارزش گذاری می‌کند.

ناسیونالیسم ایرانی برخاسته از جهان بینی ایرانی است و یا به گفته دیگر، سرچشمهٔ جهان‌بینی ایرانی است. ناسیونالیسم ایرانی، اندیشه‌ای است انسانی، انسان محور و انسان دوست.

از روزگاران دور تاریخ، دو اصل زیر مورد شناخت و احترام ملت ایران بوده و هست که نشان دهندهٔ منافع ملی ایران می‌باشد:
یکم - آزادی انسان‌ و حقوق بشر
دوم - طرد هرگونه استبداد و استعمار، در هر رنگ و هر شکل

از این رو، منافع ملت ایران در پهنهٔ جهان ، عبارت است از:
1- حمایت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی همهٔ مردم جهان
2- مبارزه با هرگونه استعمار، استبداد و تبعیض نژادی

پایه‌های جهان‌بینی انسانی ملت ایران یا منافع ملی ملت را که در منشور کوروش بزرگ در سال 538 پیش از میلاد/ 1159 پیش از هجرت بلورینه شده است، بر پایهٔ اسنادی که تاکنون در دست داریم در کمابیش 2500 سال پیش از میلاد ( کمابیش 700 سال پیش از زایش زرتشت و 3100 و اندی سال پیش از هجرت پیامبر  از مکه به مدینه)، شکل گرفته است .
منشور منوچهر سپس در منشور کوروش بزرگ به گستردگی هرچه تمام‌تر ، بازتاب می یابد. جهان بینی ایرانی را فردوسی در یک رج کوتاه می کند:

میازار موری که دانه کش است            که جان دارد و جان شیرین خوش است

منشور، منوچهر و کوروش را سعدی این گونه بیان می کند:

بنی آدم اعضای یک پیکرند       که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار[ستمگر، امپریالیست،جهانخوار]    دگر عضوها را نماند قرار

منشور حقوق بشر و آزادی انسان کورش بزرگ (منشور احترام به بشر و نفی ستم و زورگویی و تجاوز و بیداد از سوی  ملت ایران است) و نیز گفتهٔ سعدی، هردو آذین تالار سازمان متحدند.

از سوی دیگر، منافع حیاتی عبارت است از منافعی که با موجودیت یا «بود و نبود» یک ملت سر و کار دارد و قابل چشم پوشی و گذشت نیست.

+ منافعِ ملی ; ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢
comment دیدگاه‌ها ()