منافعِ ملی

کی می خواهید بیاموزید؟ - اینک هنگام حساب پس‌دادن به ملت و مردم ایران است

دکتر هوشنگ طالع

روسیه در دوران پوتین با بازی با برگ ایران ، نه تنها از خاکسترِ اتحاد شوروی برخاست ؛ بلکه از فرش به عرش رسید .
 بندوبست رسوایی‌آمیزِ سعدآباد که در زر ورق بیانیه پیچیانیده شد ، آغاز فراگشت حذف ایران از چرخه‌ی نیرومندی و قدرت بود . در این میان ، برنده‌ی بزرگ ، روسیان بودند که  با واردشدن به گردونه‌ی 1 + 5 و با یاری انگلیسی‌ها ، توانستند با بازی با « برگ ایران » خود را از مذلت‌گاه فروپاشی امپراتوری بیرون کشند و بازی را با موفقیت به پیش رانند . شایان دید این جاست که که میان نیرو گرفتن روسیان و زبون شدن ایران ، رابطه‌ی سرراست (‌مستقیم ) وجود دارد .
انگلیسی‌ها پس از فروپاشی اتحاد شوروی و ایجاد جهان تک قطبی به این نتیجه رسیده بودند که در شرایط « جهانِ تک قطبی » و در نبود اتحاد شوروی ، اهمیت پیشین خود را از دست داده‌اند . از این رو ، حضور روسیه‌ی تازه در صحنه‌ی جهان ، می‌تواند دوباره  انگلستان را به وزنه‌ای در صحنه ی سیاست جهانی بدل کند . این دومین بار بود که انگلستان دست به « نیرومند سازی » روسیه ، در راستای افزودن بر قدرمطلق خود در جبهه‌ی غرب ، می‌زد . گفته شده است که پس از جنگ دوم جهانی وقدرت گیری بیش از اندازه‌ی آمریکا ، بریتانیا برای این که بتواند در جبهه‌ی غرب برای خود جایگاهی دست و پا کند ، اسرار بمب هسته‌ای آمریکا را در اختیار اتحاد شوروری قرار داد .
 هنوز معلوم نیست که چرا این بندوبست در سعدآباد انجام شد و چرا بدون هیچ‌گونه اعمال جبر و زور ، جمهوری اسلامی قیمومت کشورهای انگلیس ، فرانسه و آلمان را بر صنایع هسته‌ای و در نتیجه ، « حاکمیت محدود » را پذیرفت ؟
در تاریخ استعمار ، تحمیل قیمومت از سوی قدرت‌های استعماری بر ملت‌های شکست‌خورده و یا در « بند » اعمال می‌شد ؛ اما در سعد آباد دبیر شورای امنیت وقت با « لبان خندان » و ژست پیروزی ،  صنایع هسته‌ای کشور را زیر قیمومت انگلیس فرانسه و آلمان قرار داد . یعنی شورای امنیت ملی وقت به این نتیجه رسید که بدون جنگ ، زدوخورد ، مخاصمه و هیچ‌گونه عملیات دشمنانه از سوی سه قدرت « ‌نیم‌بند » اروپایی ، باید « با لب خندان » و گستردن «‌ فرش قرمز » زیر پای وزیران امورخارجه‌ی سه کشور انگلیس ، فرانسه و آلمان ، « قیمومت »  آنان بر صنایع هسته‌ای و در نتیجه « حاکمیت محدود    بین ا لمللی » را پذیرا گردد  .
از سوی دیگر ، هنوز معلوم نیست که چگونه ، عوامل ناپاک و عوامل « ستونِ پنجم » با بیرون کشیدن پرونده‌ی ایران از کارگزاری ( آژانس ) هسته‌ای ، پای روسیه ، چین و آمریکا به این ماجرا کشاندند ؟ و بدین‌ سان ، با این رفتارهای مشکوک و پرسش برانگیز ، ملت و مردم ایران را با شاخ گاو ( پنج عضو دایمی شورای امنیت و دارندگان حق وتو ) در انداختند ؟! بدین سان کوشش شد تا همه‌ی راه‌های گریز به روی  ایران را ببندند که هنوز این مساله برای ملت و مردم ایران روشن نیست .
سپس همان دست‌های ناپاک و همان عوامل ستونِ ‌پنجم ، تلاش ملت و مردم ایران را برای گسستن زنجیر قیمومت در چند سال پیش ، به بی‌راهه کشاندند و دو باره « سعدآبادیون » را بر سرنوشت ملت و مردم ایران مسلط گردانیدند .
از یاد نبریم که همین بازی را با جمهوری خلق کره ( کره شمالی ) آغاز کردند و پس از موافقت حکومت مزبور با دریافت 25 میلیون دلار در برابر صنایع هسته‌ای و ترکاندن برج یکی از نیروگاه‌های هسته‌ای از سوی دولت مزبور برای دریافت مبلغ توافق شده با آمریکا ، امپریالیست‌های روسی ، چینی و آمریکایی ، الگوی 1 + 5 را برای کره‌شمالی به کار گرفتند ؛ اما رهبران جمهوری خلق کره ، خیلی زود در یافتند که قرار است روسیان و چینیان ( به عنوان متحدان دروغین) با بازی با برگ کره‌ی شمالی در برابر آمریکا و در نتیجه ، با قربانی کردن ملت و مردم جمهوری خلق کره ، به خواسته‌های خود برسند . از این‌رو ، آنان از این بازی کناره گرفتند و با ادامه‌ی کار بر روی صنایع هسته‌ای خود توانستند به جنگ افزار پدآفندی هسته‌ای دست یابند تا بتوانند در جهانِ امروز ، استقلال و حاکمیت ملی خود را حفظ کنند .
 اما در ایران ، قرار نبود درس گرفته شود و در نتیجه کار به جایی رسید که امروز رسیده است : حاکمیتی با حاکمیت محدود و فاقد توان پدآفند هسته‌ای .
 کارکردِ گروه‌هایی در درون حاکمیت جمهوری اسلامی که بر حساس‌ترین کرسی‌های قدرت نشسته‌اند ، به چنان فاجعه‌ای انجامیده است که امروز عربستان سعودی نیز ایران را به قرارداشتنِ « همه‌ی گزینه‌های روی میز » تهدید می‌کند و   دونالد ترامپ نامزد پیشتاز جمهوری‌خواهان آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو ، می‌گوید : عربستان سعودی پول دارد و می تواند جنگ افزار هسته ای بخرد .

دیدارگاه هوشنگ طالع, [10.05.16 20:31]
با آغاز « بازیِ 1 + 5 » ، روسیان دست باز در « بازی با برگ ایران » و در نتیجه ،  دادوستد بهتر با آمریکا و حضور تاثیر گذارتر در صحنه‌ی جهانی پیدا کردند .
از سوی دیگر ، با از دست دادن امکان پدآفند هسته‌ای به بهانه‌ی « اسلام » ، جمهوری اسلامی ناچار ، به زیر چتر هسته‌ای روسیان خزید . پناه بردن جمهوری اسلامی به زیر چتر هسته‌ای روسیان ، این امکان را در اختیار روسیه ـ پوتین قرار داد تا بازی با برگ ایران را با دست بازتری دنبال کند که سوریه اوج آن است .
 البته ایران ، سوریه را خاکریز « پیش‌تاخته »ی خود می‌داند و لازم بود و هست که با چنگ و دندان از این خاکریز پدآفند کند ؛ افزون بر این که ایران در جنگ تحمیلی ، وام‌دار سوریه است . البته جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی ، وام دار لیبی هم بود ؛ اما در یورش آمریکا ـ ناتو به لیبی ، نه تنها به پدآفند از این کشور بر نخاست ؛ بلکه به امید واهی و خیال‌پردازانه‌ی « زنده‌یابی »  آیت الله صدر ، در کنار ناتو ـ آمریکا قرار گرفت ؟!
روسیان پس از  قدرت‌نمایی در سوریه که  بدون حضور ایران امکان پذیر نبود ،  با ناتو به توافق رسیدند . بدین‌سان ، پس از جداسازی شبه‌جزیره‌ی کریمه از اوکراین و قطع روابط ناتو ـ روسیه ، نخستین نشست میان روسیه و ناتو برگزار گردید . البته برای رسیدن به این توافق ، روسیان بخش بزرگی از نیروهای خود را از سوریه بیرون کشیدند تا به آمریکا نشان‌دهند که قصد بلع سوریه را به تنهایی ندارند  . روسیان با این بازی کثیف ،  دست و پای ایران را در سوریه « در پوست گردو » گذاردند  .
با بیرون رفتن بخشی از نیروهای روسیه از سوریه و کم آوردن سپاه ، ارتش به یاری شتافت و در نتیجه بر شمار شهیدان ایرانی نیز افزوده شد .
روسیان بازی با برگ ایران را در دادوستد با آمریکایی‌ها ادامه دادند و در این راستا ، با حضور نظامیان آمریکایی به بهانه‌ی آموزش به کردها و نیز با آتش بس از سوی آمریکایی ها برای نجات ته‌مانده‌ی تروریست‌ها ، موافقت کردند که نتیجه‌ی آن  فاجعه‌ی شهرک « خان‌تومان » بود که به شهادت نیروهای ایرانی مستقر در این شهرک انجامید .
روسیان در این توافق کثیف ، به آمریکایی‌ها اجازه دادند تا با تجهیز هرچه‌ بیش‌تر تروریست‌ها ، امکان وارد آوردن یک ضربه‌ی کاری به نیروهای مستشاری ایران و ارتش سوریه را فراهم آوردند که برای تضعیف روحیه‌ی جبهه‌ی مقاومت و گستاخ‌ کردن تروریست‌ها بسیار ضروری بود .
با این داد و ستد ، روسیان از آمریکایی‌ها امتیازهایی در جاهای دیگر گرفتند و آمریکایی‌ها ضرب شصتی به ایرانیان نشان دادند و موافقت روسیان را برای وارد کردن نیروهای زمینی خود به یمن را نیز به دست آوردند که همه‌ی این‌ها به زیان ملت و مردم ایران است و بس . باید گفت در نتیجه‌ی بندوبست‌های ایران بربادده ، ندانم‌کاری‌ها ، نشستن افراد نادان و در مواردی حتا ضد ایرانی بر جایگاه‌های حساس ،  روسیان و آمریکاییان بردند و ایران و ایرانیان باختند .
در این میان صاحبان کرسی‌های قدرت در جمهوری اسلامی ، با فداکردن  توان پدآفند هسته‌ای کشور و سلب کردن امکان قدرت بازدارندگی هسته‌ای از ملت و مردم ایران ، دایره‌ی گزینه های ایران را بسیار کرانمند ( محدود ) کرده اند .
تنها راه برون رفت از مهلکه‌ای که از سعدآباد آغاز گشت و با گذشت از ایستگاه برجام ( برنامه اقدام جامع مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) تا حذف کامل ملت و مردم ایران از محاسبات جهانی ادامه خواهد داشت ، گفتن حقایق به مردم و برای استمداد از آنان و در نتیجه تن در دادن به یک همه‌پر‌سی فراگیر ملی برای برپایی نظامی که بتواند در این لحظات سخت ، ملت و مردم ایران را به سوی « ماندگاری » ، بهروزی و سرفرازی هدایت کند ،‌ حیاتی و مساله‌ی مرگ و زندگی است .
تذکر 103 نماینده مجلس شورای اسلامی به رییس‌جمهور برای تعیین ضرب‌الاجل سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای ، گرچه بیش‌تر ناشی از رقابت‌های گروهی است ؛ اما مضمون و محتوایش می‌تواند نشان دهنده‌ی بایستگی « همه‌پرسی » فراگیر ملی در زمینه‌ی بازنگری قرارداد شوم برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ارزیابی گردد .
سه‌شنبه 21 اردیبهشت ‌ماه 1395

+ منافعِ ملی ; ۸:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٤/۱
comment دیدگاه‌ها ()

‌بنیان دروغ

دکتر هوشنگ طالع

•    رییس جمهور اسلامی جناب آقای دکتر حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی در تالار اجلاس سران فرمودند
« دروغ گفتن حرام است ؛ اما راست گفتن واجب نیست » ؟!  

•    از آغاز روی کار آوردن دولت یازدهم برای این که افکارعمومی را برای پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک
 برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) آماده نمایند ، این گونه می پراکندند که در صورت دست برنداشتن از برنامه‌ی هسته‌ای ، آمریکا ایران را مورد تهاجم نظامی قرار خواهد داد و کشور به سرنوشت لیبی , عراق و افغانستان دچار خواهد شد .
بسیاری از افراد ناآگاه ،  شاید ترسیدند و در این میان ، عوامل دولتی از « خصولتی » ها گرفته تا چپاول‌گران ، دلالان ، عوامل بهره‌مند از خوان « بی‌حساب و کتاب » نعمتِ دولت ، دلالان محترم ، قاچاق‌چیان که سودشان در تسلیم کشور برابر آمریکاست و بلندگوهای نیرومندی نیز در اختیار دارند ، هم‌گام با روزنامه‌های دولتی و روزنامه‌ی « زرد » معروف به «زنجیره‌‌ای » ، صدا و سیمای جمهوری اسلامی با حمایت دستگاه‌های نیرومند تبلیغاتی غرب و شرق و نیز مزدوران صاحب رادیو وتلویزیون در بیرون از کشور ، تا توانستند در این « بوق » دمیدند .
در میان جو سرکوب منتقدان و مخالفان و ترس ایجاد شده در گروه‌هایی از مردم ، هم‌راه با وعده‌ی « باریدن زر و سیم از آسمان » حل همه‌ی مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور حتا مشکل « آب آشامیدنی » هم‌راه با هلهله‌ی « مطربان و رقاصان کرایه‌ای » ، تسلیم بلاشرط را « پیروزی مطلق » قلم‌داد کردند و سپس که دیدند خیلی افتضاح به بار آمده است گفتند : « سه گل زدیم و دو گل هم خوردیم » .
پس از طمینان از افکندن « طوق لعنت ترکمان‌چای هسته‌ای »  به گردن ملت و مردم ایران ، ریاست جمهوری ، با دست مبارک ، پیراهن زرین پهلوانی به تن عاقدان قرارداد ترکمان‌چای هسته‌ای پوشاندند و در مراسمی دیگر ، به آنان و سایر دست اندرکاران « نشان درجه یک » عقد قرارداد « ترکمان‌چای هسته‌ای » مرحمت فرمودند و گیرندگان را  در میان عوام و خواص در ایران و جهان ،  قرین « شرف و عزت » نمودند .
اما چندی پیش ، یک تن از این « مدال‌داران برجام » یعنی « مذاکره کننده‌ی ارشد » با یک چرخش 180 درجه‌ایدر گفت‌وگوی تلویزیونی فرمودند : این قدرت موشکی ایران بود که مانع از حمله‌ی نظامی آمریکا شد و این قدرت موشکی ایران بود که آمریکا را سر میز مذاکره آورد !
آقای عراق‌چی اگر قدرت موشکی ایران ، آمریکا را سر میز مذاکره آورد ، چرا همه چیز را دادید ؟ چرا بدون شرط تسلیم شدید و رییس شما مخالفان و منتقدان را « بی‌سواد » و « کم‌سواد » و « بی‌شناسنامه » و « تازه به‌دوران رسیده » نامید و همه شان را به « جهنم » حواله دادند ؟!
چرا به جای این که از آمریکا که به دلیل قدرت موشکی ایران سرمیز مذاکره آمده بود ، امتیاز بگیرید ، چرا همه چیز را دادید ؟ با دست خود « پیچ و مهره‌های » صنایع پرتوان هسته‌ای را باز کردید ، « حاکمیت محدود ملی » را پذیرفتید و برای 25 سال « کاپیتالاسیون هسته‌ای » را قبول کردید و هزاران پرسش بی‌پاسخ دیگر ؟!

•    رییس جمهور اسلامی در یزد اعلام کردند که در دو سال و نیم گذشته برابر با یک میلیون و 179 هزار شغل ایجاد شده است .
در حالی که بر پایه‌ی گزارش مرکز آمار ، شمار شاغلان در تابستان 1392 برابر با 22 میلیون و 191 هزار و 144 تن بوده اند . این شمار در تابستان سال 1393 به 21 میلیون و 419 هزار و 772 نفر رسیده است .
نتایج آمارگیری نیروی کار در پاییز 1394 نشان می‌دهد که مجموع شاغلان کشور 22 میلیون و 38 هزار و 353 تن بوده اند . بدین سان از پایان تابستان 1392 تا پاییز 1394 ( دوران دولت یازدهم ) 691 هزار و 472 تن از شمار شاغلان کاسته شده است .

•    روز 25 آذر 1394 :
دکتر علی‌اکبر صالحی ( پهلوان هسته‌ای ) در دانشکده‌ی خبر : « در این بین تصمیم‌سازان نظام بر اساس اصل عزت ، حکمت و مصلحت ، مسیری را برگزیدند که در بردارنده‌ی منافع ایران با توجه به واقعیات موجود بود که با اتخاذ تعامل سازنده ، شرایطی ایجاد شد که هرگونه تهدیدی از سر ایران دور شد و شرایط در پیش‌رفت برنامه‌ی هسته‌ای فراهم آمد » .
پهلوان سیدعلی‌اکبر با اشاره به تصمیمی که 4 سال پیش در سطوح عالی نظام اتخاذ شد و بر مبنای آن ، مسیر دوم مذاکره با آمریکا علاوه بر 1+ 5  بازشد ، خاطرنشان کرد : « بر اساس یک راهبرد زیرکانه و خردمندانه این مسیر [ مذاکره مستقیم با آمریکا ] باز شد که با حفظ دست‌آوردهای هسته‌ای ، تلاش هدف‌مند برای دفع فتنه طراحی شده علیه ایران ، در دستور کار قرار گرفت » .
حسن روحانی رییس جمهور اسلامی در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی : تحریم‌ها علیه ایران برداشته می‌شود / نقد برجام تمام شده است .
رییس جمهور افزود : « پیروزی ملت ایران در صحنه‌ی دیروز ، یک موفقیت و پیروزی اخلاق ، سیاسی و حقوقی بود » .
رییس جمهور اسلامی تاکید کرد : « گام‌های بزرگی طرف مقابل برداشته است و ایران هم متقابلا گام‌های خود را برداشته است و قدم های نهایی ظرف یک یا دو هفته آینده برداشته می‌شود » .  

•    روز یکم فروردین ماه 1395 :
در گفته‌های روز یکم فروردین ماه 1395 رهبر جمهوری اسلامی در شهر مشهد ، به روشنی و بی هیچ ابهامی آمده است  : « وزیر خارجه ما در مواردی به بنده گفت که ما این جا را نتوانستیم ، این خط قرمز را نتوانستیم حفظ کنیم » .
در بیانات روز یکم فروردین ماه رهبر انقلاب به روشنی آمده است : « در همین توافقی هم که با آمریکایی ها کردیم در قضیه‌ی هسته‌ای ، در این قضیه هم آمریکایی‌ها به آن چه وعده دادند عمل نکردند ، کاری را که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند . به تعبیر وزیر خارجه ما ، روی کاغذ کارهایی را انجام دادند ولی از راه‌های انحرافی متعدد ، جلوی تحقق مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند » .
در حالی که آمریکایی‌ها « روی کاغذ کارهایی انجام دادند » ، دولت یازدهم هم‌راه با « پهلوانان هسته‌ای » بیشینه‌ی سامانه‌های گریز از مرکز ( سانتریفوژ‌ها ) را اوراق کردند ، پایگاه نیرومند « فردو » را به تالار نمایش « خیمه‌شب بازی هسته‌ای » بدل ساختند و « پهلوان سیدعلی‌‌اکبر » به نام نامی ریاست دولت یازدهم و با دست مبارک خود،  قلب تپنده‌ی واکنشگر ( رآکتور ) آب سنگین اراک را با شادمانی بسیار بیرون آورد وجای آن را با « بتون » چینی پُر کرد . با این موفقیت بزرگ ، دولتیان و روزنامه‌های زرد زنجیره‌ای ، صدا وسیما و دیگر دستگاه‌های ارتباط جمعیِ نشسته بر سر « خوان یغمای دولت » مخالفان و معترضان را از هر سو زیر باران فحش و ناسزا و اتهام قرار داده بودند .
سخنان نامزدهای پیشتاز انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری آمریکا از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه ، به اندازه‌ی کافی هشدار دهنده اند . آنان می‌گویند که نخستین اقدام شان پس از استقرار در کاخ سفید ، لغو قرارداد هسته‌ای با ایران خواهد بود . این در حالی است که دولت یازدهم با شتاب بسیار و داوطلبانه ، تعهدات تحمیلی یعنی در همان مواردی که « خط قرمز را نتوانستیم حفظ کنیم » به مورد اجرا گذارد و اکنون از انجام تعهدات طرف مقابل خبری نیست .

+ منافعِ ملی ; ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱/٢۱
comment دیدگاه‌ها ()

برجام ( فتح الفتوح جمهوری اسلامی ) : داده ها و ستانده ها

دکتر هوشنگ طالع

داده‌ها :

 بازکردن فرجامین پیچ و مهره‌های صنایع هسته‌ای کشور به دست توانای « پهلوانان هسته‌ای » ؛ در بر گیرنده‌ی :
اسقاط بیش از 15 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) ؛ بتون ریزی قلب واکنشگر ( رآکتور ) آب سنگین اراک  ، تبدیل مرکز فردو به نمایشگاه « خیمه‌شب بازی یا سیاه‌بازی هسته‌ای » ؛ زدن چوب‌حراج بر دخایر اورانیوم غنی‌شده‌ی کشور ؛ زدن چوب‌حراج بر ذخایر آب‌سنگین کشور ؛ پذیرش داوطلبانه‌ی اجرای قرارداد الحاقی و پذیرش بازرسی‌های سرزده بازرسان ( بخوان : جاسوسان ) کارگزاری ( آژانس ) هسته‌ای ؛ بیکارکردن دانشمندان هسته‌ای و راه‌گشایی برای فرار مغزها ؛ افت شتاب علمی کشور در اثر افت و میل به صفرِ پژوهش‌ها در زمینه‌ی هسته‌ای و ... نیز پذیرش حاکمیت محدود ، دست کم برای 25 سال .
ستانده‌ها :
« در همین توافقی هم که با آمریکایی ها کردیم در قضیه‌ی هسته‌ای ، در این قضیه هم آمریکایی‌ها به آن چه وعده دادند عمل نکردند ، کاری را که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند . به تعبیر وزیر خارجه ما ، روی کاغذ کارهایی را انجام دادند ولی از راه‌های انحرافی متعدد ، جلوی تحقق مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند » .

چهارشنبه 11 فروردین ماه 1395 ـ هوشنگ طالع

+ منافعِ ملی ; ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱/٢۱
comment دیدگاه‌ها ()

نقش فرانسه و اانگلیس در ماجرای لیبی

ازمباحث « گفت‌وگو روی میزخاورمیانه »
نقش فرانسه و اانگلیس در ماجرای لیبی
چرا جمهوری اسلامی با آمریکا و ناتو در مساله‌ی لیبی هم‌آوا شد ؟

دکتر هوشنگ طالع

چند روز پیش ، باراک اوباما رییس جمهور آمریکا از وضعیت کنونی کشور لیبی به عنوان یک « افتضاح / گندکاری» نام برد و افزود که نخست وزیر بریتانیا و رییس جمهور فرانسه برای بمباران لیبی شتاب داشتند و در این کار پیش‌گام شدند ؛ اما در مرحله‌ی « سازندگی » پا پس کشیدند .

اوباما برای تبریه‌ی خود در « افتضاح/ گندکاری لیبی » گفت : البته قذافی دیکتار بود و می‌بایست سرنگون می‌گردید .

بارها در نشست‌های« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه » مساله‌ی لیبی مورد بررسی گسترده قرار گرفت و گویندگان برای باور بودند که یورش نظامی ناتو به لیبی برای آن بود که الگوی « سرزمین بدون دولت » را به عنوان نمونه به مورد اجرا گذارند که اگر قایل مدیریت تشخیص داده شد ، به کشورهای دیگر نیز تسری دهند . باید یورش « نظامیان بدون اونیفورم ارتش آمریکا » در قالب « داعش » ، « النصرت « احراراشام » و مانند آن ها را درهمین راستا دسته‌بندی کرد .

 البته نکته‌ی بسیار مهم این است که تهاجم  ناتو پس از آن به مورد اجرا در آمد که معمر قذافی ذخیره‌ی اورانیوم غنی ‌شده  این کشور را  هم‌راه با همه‌ی تجهیزات هسته‌ای را به آمریکا فرستاد و با عنوان کردن این جمله که امروز کسی با ما سر جنگ ندارد حتا از تعمیر و نگاهداری هواپیماهای جنگی و تانک‌ها و زره‌پوش‌های ارتش خودداری نمود .

با این سخنان ، اوباما در پی آن است که از بار عمل‌کرد « زشت » خود در فرجامین ماه‌های دوران ریاست جمهوری‌اش ، اندکی بکاهد که در این میان ،  نقش « زشت » سردمداران استعمار اروپایی یعنی بریتانیا و فرانسه ، آشکار تر می‌گردد . البته در این میان ، نقش حکومت های روسیه و چین نیز به همان اندازه « زشت » است . آن دو ،  با بهره‌گیری ازحق      « وتو » می توانستند از این « فاجعه » جلوگیری کنند و در نتیجه بخشی از این « جنایت تاریخی » متوحه این دو حکومت است .

 نکته بسیار پرسش برانگیز  در این جاست که سخنان بسیار مهم و روشن‌گر اوباما در بارهی افتضاح یا گندکاری لیبی ، در روزنامه‌ها و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، هیچ پژواکی نداشت که بدون دودلی با « دستور » می‌باشد  .

اما در این میان ، نقش جمهوری اسلامی بسیار پرسش‌ برانگیز است . جمهوری اسلامی در برابر این جنایت زشت ناتو که امروزه سرکرده‌ی جنایت‌کاران ، از آن به عنوان یک « افتضاح / گندکاری» نام می‌برد و تلاش می‌کند تا با انداختن گناه آن بر گردن بریتانیا و فرانسه ، از بار مسئولیت خود بکاهد ، نه تنها جبهه‌گیری نکرد ؛ بلکه با این یورش هم‌آوا شد . تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی ، هم‌راه بود با تبلیغات آمریکا و ناتو یعنی « براندازی دیکتاتورِ لیبی » و « رهانیدن مردم لیبی از بند دیکتارتوری » . جمهوری اسلامی در رویای یافتن امام موسی صدر و نشاندن وی در لبنان بر کرسی‌های قدرت ، نه تنها در برابر این جنایت آمریکا و ناتو ، سکوت کرد ؛ بلکه با آن هم‌آوایی هم نشان داد .

سردمداران جمهوری اسلامی فراموش کردند که در یورش عراق به ایران افزون بر امپریالیسم شرق و غرب ، بیشینه‌ی عربان و عرب‌زبانان ، با حکومت بعث عراق هم‌آوا شدن و از هیچ‌گونه یاری رسانی در زمینه‌های مالی و جنگ‌افزار به صدام حسین در نجاوز نظامی به ایران ، کوتاهی نکردند ؛ اما در این میان ، دولت های لیبی ، سوریه و الجزایر ، نه تنها با آنان هم‌آوا نشدند ؛ بلکه سوریه با استقرار چند لشگر زرهی در مرز عراق ، صدام حسین را ناچار کرد تا بخشس از نیروهای خود را به مرز با سوریه گسیل دارد  و در نتیجه ، حکومت عراق ، نتوانست با بیش از 12لشگر ، جنگ را علیه ایران آغاز کند . اقدام سوریه در ناکامی صدام حسین  به اهواز ، اثرگذار بود .

هم چنین ، نخستین موشک ها را معمر قذافی در اختیار ایران قرار داد و همین موشک‌ها ، پایه‌ی صنایع موشکی ایران شدند .

راستی را ، جمهوری اسلامی ، به خاطر « کم دانی » یا « نادانی » دستگاه سیاست‌خارجی و اطلاعاتی خود و تنها  به خاط یک پندار غلط ، در کنار نیروهای متجاوز آمریکا و ناتو در یورش به لیبی قرار گرفت ؟! یا این که این مساله درباغ‌سبزِ           « نرمش » بود ؟!

آیا حکومت جمهوری اسلامی نیاندیشید که همین روش می‌تواند در لبنان یا سوریه یا فلسطین و سرانجام در باره‌ی ایران نیز کاربرد داشته باشد  ؟!
پرسش‌ها بسیار اند ؛ اما برای پاسخ درست به آن ها ، به زمان نیاز است .

یک‌شنبه 23 اسفندماه 1394 ـ هوشنگ طالع

نشانی منافع ملی « گفت‌وگو روی میز خاورمیانه » : manafemelli.persianblog.ir

+ منافعِ ملی ; ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱/٢۱
comment دیدگاه‌ها ()

یادداشت - چند نکته پیرامون اقتصاد مقاومتی

دکترهوشنگ طالع

با صدور فرمان اقتصاد مقاومتی همراه با مدیریت جهادی ، گر چه ‌رییسان سه قوه و دیگر مسئولان رده بالا ، اعلام آمادگی و فرمان‌برداری کردند ؛ اما به گفته‌ی معروف « آب از آب » تکان نخورد . چپاول یا سرمایه برداری پابرجا ماند و حتا فسادگران جری‌تر شدند ، ‌سیل واردات کالاهای لوکس و قاچاق ادامه یافت و ...

 صحنه‌ی یکم : وزیر صنعت ، معدن و تجارت (‌یا به اصطلاح مسئول بیش از 60 در صد تولید ناویژه‌ی داخلی ) با گستاخی تمام در برابر وزیر بهداشت که خواهان مهار قاچاق سیگار و مصرف آن شده بود ، ایستاد وگفت : شما ‌در داخل سیگار مرغوب تولید کنید تا مردم سیگار خارجی مصرف نکنند . البته می‌دانیم که تولید کنندگان بزرگ سیگار که همگی آمریکایی هستند برای حفظ بازار در برابر تبلیغات گسترده ضد سیگار ، اندکی مواد مخدر به سیگارها افزوده اند  تا اعتیاد به سیگار و درنتیجه بازار مصرف را پابرجا نگاهدارند .

 صحنه‌ی دوم : برپایه‌ی آمار منتشره در 3 ماه اول سال 500 میلیون دلار خودرو از خارج وارد شده است ( در حالی که در آغاز مذاکرات هسته‌ای رییس جمهور اسلامی با صدای رسا اعلام فرموده بودند که : «‌خزانه خالی است » ) .
 با 500 میلیون دلار ، امکان ایجاد 500 واحد تولیدی با اشتغال سرراست ( مستقبم ) 5000 تن و اشتغال ناسرراست ( غیرمستقیم ) دست‌کم 10000 تن وجود داشت . هرگاه نسبت سرمایه‌گذاری به تولید (‌ به زبان قابل فهم وزیران اقتصادی دولت capital/outout) را یک به سه در نظر گیریم ، در آن صورت سالانه 5 /1 میلیارد دلار به تولید ناویژه‌ی داخلی افزوده می‌شد و با توجه به ضریب افزاینده سرمایه گذاری ( به زبان آقایان multiplier effect) در میان‌مدت ، ‌چند برابر می‌گردید .

   صحنه‌ی سوم : برای خرید به فروشگاه سپه ( مربوط به ارتش ) ‌رفتم . یک قفسه‌ی 6 ـ 5 متری ، ‌پر بود از چای ؛ اما در این میان تنها یک نوع چای ایرانی آن هم در شمار اندک وجودداشت . چیزی که جلب توجهم را کرد انبوه بسته‌های چای بود با عنوان «‌‌‌‌‌‌ چای سنتی انگلیسی » . سخت شگفت‌زده شدم که در این فروشگاه چای ایرانی کمیاب است و به جای آن چای سنتی انگلیسی فراوان .

   صحنه‌ی چهارم : ‌حتا آقای وزیر اقتصاد و وزیر صنعت ، معدن تجارت و رییس‌کل بانک مرکزی و رییس بخش خصولتی ( خصوصی ـ دولتی که در جای‌گاه رییس دفتر ریاست جمهوری اسلامی نشسته است ) ‌باید بدانند که رشد اقتصادی تنها در پناه سرمایه گذاری امکان پذیر است . در حالی که سنت حسنه رایج ، بر سرمایه‌برداری در قالب چپاول (‌ به گفته‌ی برخی : رانت و در اصطلاح دولت یازدهم ویژه‌‌خواری ) ‌است . با معوقه‌های بانکی و چپاول 650  میلیون یورویی و ...  بسیاری از مشکل‌های کشور در زمینه‌ی سرمایه گذاری قابل
حل بود .

   صحنه‌ی پنجم : ‌بیش‌ترین بخش معوقه‌های بانکی (‌دادن وام بدون دریافت وثیقه ) مربوط به بانک ملی است . در راستای « مدیریت جهادی » مدیرعامل بانک ملی را بر کرسی ریاست کل بانک مرکزی می‌نشانند . در این صورت آیا می‌توان انتظار داشت تا کسی که خود این فساد را به بار آورده است ، با فساد مبارزه کند . ایشان به عنوان کسی که دستور پرداخت  رانت یا ویژه خواری ( بخوان چپاول ) 650 میلیون یورویی (‌کمابیش 900 میلیون دلار )‌ را صادر کرده است با زیر پرسش بردن دیوان محاسبت ( بازوی حسابرسی ‌مجلس شورای اسلامی )‌ با تایید چپاول 650 میلیون یورویی ، طلب‌کار هم شده است ( البته در راستای مدیریت جهادی )

   صحنه‌ی دیگر : با نشستن دوباره خانم ابتکار بر کرسی ریاست سازمان محیط زیست ، هر دو پایشان را در یک کفش کردند که باید بنزین از خارج وارد کرد ( البته در راستای اقتصاد مقاومتی ) . واردات انجام شد ؛ ام به جای بنزین یورو 4 ، ‌بنزین باب افغانستان که ارزان‌ترین بنزین در جهان است وارد کشور گردید . در این راستا گفته شد که تنها دریک مورد بیش از 165 میلیون دلار رانت خواری یا ویژه‌خواری (‌چپاول )‌ شد . دیروز ( 11/5/1393 ) اعلام شد که تا تیرماه جاری حتا یک لیتر بنزین یورو 4 وارد کشورنشده است !

از آن جا که اگر قرار باشد به همه‌ی موارد پرداخته شود « مثنوی هفتاد [‌هزار ]‌ من » ‌می‌گردد ، به همین کوتاه بسنده شد . برای رسیدن به هدف های بزرگ باید « ‌اسباب بزرگی »‌را آماده کرد و ‌به کارهای بزرگ «‌ باید مرد کاردیده »‌ گمارده شود ؛  وگرنه بدون اسباب بزرگی و مردان کاردیده ، فرمان در حکم آن است که به آموزگار سال اول دبستان که خود دوره‌ی لیسانس دانشگاه را هم ندیده است ، فرمان داده شود که از فردا باید به دانش آموزانی که خواندن و نوشتن را هم درست نمی دانند ،‌ درس‌های دوره‌ی دکترای دانشگاه شریف را  تدریس کنی ! اگر او گفت چنین خواهم کرد ، بدانید که دروغ است و عملی نیست و فرمان در حد « حرف »‌ باقی خواهد ماند .

  یک‌شنبه  ‌12 امردادماه 1332
دکترهوشنگ طالع

+ منافعِ ملی ; ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٢
comment دیدگاه‌ها ()